سلام . الان یه گذری کردم به وبگاه های دوستان . یه عده به شدت نا امید بودن و از دنیا نالیده بودن . حقیقتش اول خواستم کمکی بکنم . ولی موقع کامنت گذاشتن دستم لرزید. یه جورایی تجربه کردم کسایی رو که توی غمشون یا حتی افکار دیگه ای چنان غرقند که هرچی هم که بخوای نمیتونی کمکی بکنی بهشون . هرچی بگی انگار هیچی نمیشنون . من یه تجربه عینی داشتم. خب توی یه تیم ورزشی بودم   . ۵ نفر بودیم که به یه شهری سفر کردیم . دو نفر با ۱ نفر دیگه مشکل پیدا کردن و کارشون به درگیری لفظی کشید . خب من خیلی سعی کردم آشتیشون بدم . هر کاری که به ذهنم رسید کردم . بعد نفر چهارم منو کشید کنار . به من گفت خودتو بکش کنار . مشکل اینا حل شدنی نیست . کاری از دستت بر نمیاد. خب نفر چهارمی وکیل بود . باید به تجربش اعتماد میکردم . بخصوص که به شدت آدم منطقی بود . اما من دلم میخواست اون سه نفر آشتی کنن و بازم سعی کردم . نتیجه این شد که اونا بامن هم مشکل پیدا کردن . تلاش من نتیجه عکس داد . وقتی عکس العملشونو دیدم دیگه دلسرد شدم . حالا دیگه خودم تجربه کرده بودم . شاید اصولا نباید خیلی به آدمای دیگه نزدیک شد . بعضیا وقتی دلشون نخواد به تو گوش کنن خودتم بکشی گوش نخواهند داد. فایده ای نداره . باید آدم  شناس باشی و طرفتو بشناسی .