پائولو کویلو

امروز صبح یه برنامه ای در مورد پائولو کوئیلو پخش شد . خب یه چیزهایی در موردش میگفت که برام تازگی داشت . خب من قبلا کتاباشو خوندم . اون از یه چیزی تو مایه روح جهان یا روح کائنات صحبت میکنه .که خب نمیشه گفت که اون خداست . نه . و یه جور راز آلودگی توی کتاباش وجود داره . من خودم کتاب کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریستم رو دوست دارم . کیمیاگر هم که مشهور ترین اثرش هست امروز توی برنامه صبح میگفت کپی از یکی از داستانهاری مثنوی گمونم هستش. و چیز جالب دیگه ای که من جای ذیگه ندیده بودم اینکه تلویزیون میگفت اون مدتی شیطان پرست بوده و در عرفان سرخپوستی هم که عموما بر پایه استفاده از مواد توهم زا هستش وارد شده بوده. البته الان خودشو کاتولیک میدونه!خب این شنیده ها منو به فکر انداخت که یادمه چرا خوندن یه جاهایی از کتاباش منو راضی نمیکرد یه جورایی فکر میکردم اون نوشته ها از سطح شعور من چون بالاتر هستن من نمیفهممشون اما الان میبینم که اونا پس زمینه های خاصی داشتن.مجیک!!حالا میرسیم به اینجا . که همچین نویسنده ای با این پس زمینه چطور یکی از پرطرفدارترین ها در ایران هستش و چرا هیچوقت قبل از این برنامه کسی سعی نکرده بود اونو تحلیل بکنهو اصولا ما همه چیزو چشم بسته و بدون مطالعه وارد میکنیم بخصوص که کالای فرهنگی باشه . که این اثرش بارها و بارها بدتر از اثر جنس قاچاقی هستش که وارد میشه و به زعم خودمون جلوشو میگیریم . الان دنیا به روح خیلی خیلی بیشتر از جسم اهمیت میده در حالیکه ما هنوز همون جسم رو هم بهش اهمیت باید و شاید نمیدیم . میشه گفت سالها و سالها از دنیا و کشورهای پیشرفته عقبیم و اسما و لفظا میگیم نمیخوایم زیر یوغ اونها باشیم اما اونا به راحتی با فکر ما و درحقیقت آینده ما بازی میکنند و اونو تحت کنترل خودشون قرار میدن . خب اینم زندگینامه پائولو کوئیلو به نقل از ویکیپدیا که ابدا اسمی از فرق خاصی که اون مدتی در اونها بوده نیاورده!
![]()
او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود. اودر دبستان سن ایگناسیو در ریودوژانیرو درس خواند، مدرسهای مذهبی وتعلیمان خشک مذهبی بر او تأثیرات بدی داشت او در کودکی شعر هایی مینوشت که مورد استقبال در مدسه قرار میگرفت بر اثر فشار های خانواده او در هفده سالگی، دوبار در بیمارستان روانی بستری شد و تحت درمان الکتروشوک قرار گرفت. او مدتی کارگردانی تئاتر میکرد و نمایشنامه مینوشت .آهنگهای فولکلور برزیلی میگفت مدتی در تلوزیون نمایشنامه مینوشت اما برای بار سوم هم او رادر بیمارستان بستری کردند.
او در سال ۱۹۸۶ مسیر زیارتی سانتیاگو را طی کرد و در کتابی خاطرات یک مغ ۱۹۸۷ خاطرات آن را به چاپ رساند.
کیمیاگر معروفترین و پر فروشترین کتاب او است که در ۲۹ کشور جهان به چاپ رسیده و او در سال ۱۹۹۸ دومین نویسنده پرفروش جهان بوده است.[۱]